فروغ فرخ زاد یک شاعر ایرانی
نوشتهشده به دست webcomete در مه 26, 2010
ميان تاريکي – تو را صدا کردم
سکوت بود و نسيم – که پرده را مي برد
در آسمان ملول – ستاره اي مي سوخت
ستاره اي مي رفت – ستاره اي مي مرد
تو را صدا کردم – تو را صدا کردم
تمام هستي من – چو يک پياله ي شير
ميان دستم بود – نگاه آبي ماه
به شيشه ها مي خورد – ترانه اي غمناک
چون دود بر مي خاست – ز شهر زنجره ها
چون دود مي لغزيد – به روي پنجره ها
تمام شب آن جا – ميان سينه ي من
کسي ز نوميدي – نفس نفس مي زد
کسي به پا مي خاست – کسي تو را مي خواست
دو دست سرد او را – دوباره پس مي زد
تمام شب آنجا – ز شاخه هاي سياه
غمي فرو مي ريخت – کسي تو را مي خواند
هوا چو آواري – به روي او مي ريخت
درخت کوچک من – به باد عاشق بود
به باد بي سامان – کجاست خانه ي باد ؟
اثر فروغ فرخ زاد
